زندگی من

چکیده ای از تجربیات من در زندگی

قانون جذب

رتباط ضمیر ناخودآگاه با قانون جذب
مغز انسان از دو بخش تشکیل شده است. ضمیرخودآگاه و ضمیر ناخودآگاه که هرکدام بخش خاصی از ورودی های ذهن را در خود جای داده است. اجازه بدین موضوع را با یک مثال برایتان توضیح دهم اگر از شما بپرسند اسمتان چیست بی درنگ و بدون اندکی تامل پاسخ میدهید اما اگر به شما بگویند دیروز، مشغول چه کارهایی بودید باید تامل کنید و در مورد اتفاقات روز گذشته خود فکر کرده و سپس پاسخ دهید. سوال اول، سوالی است که جواب آن در ناخودآگاهتان جای گرفته و به اصطلاح به یک باور تبدیل شده است و سوال دوم سوالی است که جواب آن در ضمیر خودآگاهتان جای دارد. اما چه میشود که یک فکر به ضمیر نا خودآگاه راه پیدا میکند و یک فکر دیگر در ضمیر خودآگاه میماند؟ پاسخ فقط یک کلمه است و آنهم تکرار است. تکرار مداوم هر فکر باعث میشود آن فکر به ضمیر ناخودآگاهتان راه پیدا کند؟ اما ارتباط بین ضمیر ناخودآگاه و قانون جذب در چیست؟ ضمیر ناخودآگاه قدرتمند ترین فرکانس ها را ثبت نام میکند و قانون جذب دقیقا به آن افکاری جامعه عمل میپوشاند که در ضمیر ناخودآگاه جای دارند؟ اما اگر باورهای غلطی تا کنون در ضمیر ناخودآگاه ما شکل گرفته باشند باید چه کنیم؟ فیلمی که در ادامه برایتان آوردین بهترین راه حل تغییر ضمیر نا خودآگاه را به شما آموزش میدهد.

 


تاریخچه قانون جذب
تا کنون به این موضوع اندیشیده ای که این اصل باور نکردنی و قانون خارق العاده اصلا چجوری شناخته شد و اولین بار چه افرادی متوجه قدرت آن شدند و بعد از فهمیدن پاسخ این سوال که قانون جذب چیست توانستند زندگی خود را مملو از نعمات و حس رضایت، شادی و خوشبختی کنند؟ تاریخچه قانون جذب برمیگردد به صدها سال قبل، همانجایی که بودای جاوید ( immortal Buddha ) به حضور آن پی برد و این چنین عنوان کرد که:

(( به هر فردی که تبدیل می شوید ناشی از تفکراتی است که دارید )).

این اعتقاد که اولین بار توسط بودای جاوید مطرح شد و با مرور زمان گسترش یافته و جان گرفت، پایه و اساس قانون جذب را تشکیل میدهد. با گذشت زمان و گسترش و اشاعه این مفهوم در غرب مفهومی مطرح شد تحت عنوان کارما که اعتقادی است برپایه ضرب المثل معروف از هر دستی بدهی، از همان دست میگیری، که درمیان مردم جوامع مختلف بسیار محبوب است.

اکنون بعد از گذشت قرن ها قانون جذب در میان مردم به این شکل جا افتاده است که، هر رفتار و عمل شما، خواه شادی یا عصبانیت و هر احساس دیگری در نهایت آن چیزی است که بازخوردش را در زندگی شخصیتان مشاهده خواهید کرد. اینکه شما بدانید ایده قانون جذب از سالیان بسیار دور تا کنون درمیان مردم رواج داشته و افراد زیادی از آن جواب گرفته اند این تئوری را در ذهن شما ایجاد میکند که قانون جذب مطلب جدیدی نیست.

اصول اصلی قانون جذب را می توان در آموزه های بسیاری از تمدن ها و گروه های مذهبی نیز کشف کرد.

به عنوان مثال، در ضرب المثل ۲۳:۷، چنین آمده است:

(( همانطوریکه انسان در قلب خود فکر می کند، شخصیت واقعی او نیز این چنین است )).

آیا قانون جذب واقعی است؟
قانون جذب چیست نتایج قانون جذب - نمونه هایی از قانون جذب

در پاسخ به این سوال که آیا قانون جذب واقعی است یا نه بنظرم تنها به نتایجی که موافقان و مخالفان این قانون بدست آورده اند توجه کنید. نتایج افراد نشان میدهد که حرفی که میزنند تا چه اندازه میتواند صحت داشته باشد. من نیز زمانی که برای اولین بار فیلم راز را دیدم نسبت به مفهوم قانون ارتعاش کائنات تردید کردم. واقعا قانون جذب را نتوانستم درک کنم. حتی یادم هست زمانی که مقاله‌‌ای خواندم که می‌گفت خانم راندا برن قصدش سود تجاری بوده، تردیم بیشتر شد. شاید شما نیز وقتی می‌بینید که من محصولات و حتی “دوره آموزش قانون جذب” را می‌فروشم به شما حق می‌دهم که تردیدتان بیشتر هم شود. من حتی در شرکت کنندگان دوره غیر حضوری نخبگان قانون جذب ، این تردید را می بینم.

 

 

ارتباط ضمیر ناخودآگاه با قانون جذب
مغز انسان از دو بخش تشکیل شده است. ضمیرخودآگاه و ضمیر ناخودآگاه که هرکدام بخش خاصی از ورودی های ذهن را در خود جای داده است. اجازه بدین موضوع را با یک مثال برایتان توضیح دهم اگر از شما بپرسند اسمتان چیست بی درنگ و بدون اندکی تامل پاسخ میدهید اما اگر به شما بگویند دیروز، مشغول چه کارهایی بودید باید تامل کنید و در مورد اتفاقات روز گذشته خود فکر کرده و سپس پاسخ دهید. سوال اول، سوالی است که جواب آن در ناخودآگاهتان جای گرفته و به اصطلاح به یک باور تبدیل شده است و سوال دوم سوالی است که جواب آن در ضمیر خودآگاهتان جای دارد. اما چه میشود که یک فکر به ضمیر نا خودآگاه راه پیدا میکند و یک فکر دیگر در ضمیر خودآگاه میماند؟ پاسخ فقط یک کلمه است و آنهم تکرار است. تکرار مداوم هر فکر باعث میشود آن فکر به ضمیر ناخودآگاهتان راه پیدا کند؟ اما ارتباط بین ضمیر ناخودآگاه و قانون جذب در چیست؟ ضمیر ناخودآگاه قدرتمند ترین فرکانس ها را ثبت نام میکند و قانون جذب دقیقا به آن افکاری جامعه عمل میپوشاند که در ضمیر ناخودآگاه جای دارند؟ اما اگر باورهای غلطی تا کنون در ضمیر ناخودآگاه ما شکل گرفته باشند باید چه کنیم؟ فیلمی که در ادامه برایتان آوردین بهترین راه حل تغییر ضمیر نا خودآگاه را به شما آموزش میدهد.

 


تاریخچه قانون جذب
تا کنون به این موضوع اندیشیده ای که این اصل باور نکردنی و قانون خارق العاده اصلا چجوری شناخته شد و اولین بار چه افرادی متوجه قدرت آن شدند و بعد از فهمیدن پاسخ این سوال که قانون جذب چیست توانستند زندگی خود را مملو از نعمات و حس رضایت، شادی و خوشبختی کنند؟ تاریخچه قانون جذب برمیگردد به صدها سال قبل، همانجایی که بودای جاوید ( immortal Buddha ) به حضور آن پی برد و این چنین عنوان کرد که:

(( به هر فردی که تبدیل می شوید ناشی از تفکراتی است که دارید )).

این اعتقاد که اولین بار توسط بودای جاوید مطرح شد و با مرور زمان گسترش یافته و جان گرفت، پایه و اساس قانون جذب را تشکیل میدهد. با گذشت زمان و گسترش و اشاعه این مفهوم در غرب مفهومی مطرح شد تحت عنوان کارما که اعتقادی است برپایه ضرب المثل معروف از هر دستی بدهی، از همان دست میگیری، که درمیان مردم جوامع مختلف بسیار محبوب است.

اکنون بعد از گذشت قرن ها قانون جذب در میان مردم به این شکل جا افتاده است که، هر رفتار و عمل شما، خواه شادی یا عصبانیت و هر احساس دیگری در نهایت آن چیزی است که بازخوردش را در زندگی شخصیتان مشاهده خواهید کرد. اینکه شما بدانید ایده قانون جذب از سالیان بسیار دور تا کنون درمیان مردم رواج داشته و افراد زیادی از آن جواب گرفته اند این تئوری را در ذهن شما ایجاد میکند که قانون جذب مطلب جدیدی نیست.

اصول اصلی قانون جذب را می توان در آموزه های بسیاری از تمدن ها و گروه های مذهبی نیز کشف کرد.

به عنوان مثال، در ضرب المثل ۲۳:۷، چنین آمده است:

(( همانطوریکه انسان در قلب خود فکر می کند، شخصیت واقعی او نیز این چنین است )).

آیا قانون جذب واقعی است؟
قانون جذب چیست نتایج قانون جذب - نمونه هایی از قانون جذب

در پاسخ به این سوال که آیا قانون جذب واقعی است یا نه بنظرم تنها به نتایجی که موافقان و مخالفان این قانون بدست آورده اند توجه کنید. نتایج افراد نشان میدهد که حرفی که میزنند تا چه اندازه میتواند صحت داشته باشد. من نیز زمانی که برای اولین بار فیلم راز را دیدم نسبت به مفهوم قانون ارتعاش کائنات تردید کردم. واقعا قانون جذب را نتوانستم درک کنم. حتی یادم هست زمانی که مقاله‌‌ای خواندم که می‌گفت خانم راندا برن قصدش سود تجاری بوده، تردیم بیشتر شد. شاید شما نیز وقتی می‌بینید که من محصولات و حتی “دوره آموزش قانون جذب” را می‌فروشم به شما حق می‌دهم که تردیدتان بیشتر هم شود. من حتی در شرکت کنندگان دوره غیر حضوری نخبگان قانون جذب ، این تردید را می بینم.

بیل گیتس

نوجوانی بیل گیتس چگونه سپری شد؟

گیتس در دوران نوجوانی برنامه‌های پیچیده‌ای می‌نوشت که شیفتگی و علاقۀ او به سوی موفقیت را نشان می‌داد. او به خاطر عشق و علاقۀ خود به برنامه‌نویسی کامپیوتر و همچنین به اصرار پدرش در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد، اما با این وجود تمایل چندانی به تحصیل در آن‌جا نداشت. تمام این مسائل در دسامبر 1974، هنگامی که آلن مقاله‌ای در مورد میکروکامپیوتر به گیتس نشان داد، تغییر کرد. بیل گیتس و آلن از فرصت استفاده کردند و با تولیدکنندگان MITS تماس گرفتند و در مورد زبان BASIC برای آلتیر (اولین کامپیوتر شخصی) با آن‌ها گفتگو نمودند. هنگامی که تولیدکنندگان MITS در پاسخ گفتند می‌خواهند نمونۀ کار را ببینند، وی و آلن شبانه روزی کار کردند تا آن را آماده نمایند زیرا تا آن موقع برنامه را ننوشته بودند. آلن به آلبوکرک سفر کرد تا ببیند که آیا برنامه روی آلتیر کار می‌کند یا خیر. گیتس و آلن هر دو نسبت به این قضیه تردید داشتند. برنامه موفقیت‌آمیز بود. گیتس از هاروارد بیرون آمد. بعد از این موفقیت، گیتس و آلن مایکروسافت را راه‌اندازی کردند. در آن زمان IBM در اجرای سیستم عامل خویش مشکل داشت و درست سر بزنگاه، گیتس و آلن مایکروسافت را راه‌اندازی کردند.

پدر بیل گیتس ( شغل پدر بیل گیتس )

پدر بیل گیتس، ویلیام هنری گیتس دوم، وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل، واشینگتن بود که در سن ۹۴ سالگی درگذشت. او وکیلی مورد احترام، یک منتور قابل اعتماد و خیری تاثیرگذار بود و مدت ها قبل از آنکه پسرش مایکروسافت را تاسیس کند قدم به صنعت تکنولوژی گذاشت و همین امر موجب آشنایی بیل گیتس با تکنولوژی در سنین کودکی شد.

داستان ازدواج موسس مایکروسافت ( بیل گیتس و همسرش )

بیل گیتس - زندگینامه بیل گیتس - درآمد بیل گیتس در ثانیه - راز موفقیت بیل گیتس

بیل گیتس در ژانویه 1994 میلادی پس از هفت سال با ملیندا فرنچ از کارمندان مایکروسافت ازدواج کرد. ملیندا در مصاحبه خود با مجله فوربز forbes می‌گوید پسرهای باهوش بسیاری خواهان ازدواج با من بودند؛ اما هم من و هم بیل احترام خاصی برای هم قائل بودیم، البته آن روزها زنی هم که عاشق فناوری باشد، کمیاب بود!

داستان طلاق بیل گیتس

بیل گیتس ۶۵ ساله موسس مایکروسافت روزگاری یکی از سه فرد ثروتمند دنیا بود. همسر وی ملیندای ۵۶ ساله مدیر سابق شرکت مایکروسافت است که در حال حاضر بنیاد خیریه بیل و ملیندا را مدیریت می‌کند. بیل گیتس در سال ۲۰۲۱ از همسرش ملیندا فرنچ جدا شد و نیمه از ثروتش به همسر سابقش بر اساس قانون واگذار شد و او به رتبه ی پنجم ثروتمندان جهان سقوط کرد و رتبه ی سومین ثروتمند جهان را از دست داد. خبر جدایی این زوج پس از زندگی ۲۷ ساله مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر دنیا قرار گرفت.

فرزندان بیل گیتس

وی و ملیندا دارای دو فرزند دختر و یک فرزند پسر با نام‌های جنیفر کاترین گیتس (متولد ۱۹۹۶ میلادی)، روری جان گیتس (متولد ۱۹۹۹ میلادی) و فوب ادل گیتس (متولد ۲۰۰۲ میلادی) هستند.

قانون جذب

مفاهیم پایه و اساسی در قانون جذب
۱- قانون ارتعاش :

قانون ارتعاش در قانون جذب را میتوان اصلی ترین مفهوم در قانون جذب دانست که پایه و اساس آن را تشکیل داده است. بر اساس قانون ارتعاش تمامی کائنات( منظورم از کائنات شامل شما، گیاهان، حیوانات، اشیا، افکار، جامدات و هرآنچه که در این جهان بتوانید تصور کنید است.) در حال تولید و ارسال انرژی هستند و انرژی های مشابه به یکدیگر جدب میشوند.

۲- قانون جذب پول:

قانون جذب پول و ثروت یکی از زیر مجموعه های کاربردی قانون جذب است که عنوان میکند اگر نسبت به پول احساس خوبی داشته باشید(با او هم فرکانس شده)، میتوانید در مدتی کوتاه پول بسیاری را به زندگی خودتان جذب کنید. الان حتما میگویید که اصلا مگه میشه کسی نسبت به پول حس بدی داشته باشد؟ همه پولدار شدن را دوست دارند. در جواب باید بگویم بله بسیار اند افرادی که نسبت به پول حس بدی دارند منظورم همان افرادی است که تا یک فرد پولدار میبینند با خود میگویند حتما با کار خلاف به اینجا رسیده و یا افرادی که فکر میکنند پولدار ها از زندگیشان رضایت ندارند، خانواده شان دوستشان ندارند، از زندگی لذت نمیبرند، صدها مشکل و چالش دارند که با میلیون ها تومان هم حل نمیشود.

قانون جذب پول و ثروت چطور کار میکند؟
قانون جذب چیست - چگونه از قانون جذب استفاده کنیم

در ادامه، ما به طور خاص درباره « قانون جذب پول و کسب ثروت » صحبت خواهیم کرد و تمرکزمان روی رازهای جذب ثروت خواهد بود. دقت داشته باشید که برای رسیدن به هر خواسته ای باید بر افکار و استفاده از مغز برای ارسال ارتعاش تکیه کنیم. براساس قانون جذب، جهان هستی، رویدادها، اتفاقات یا افرادی را در مسیر شما قرار می دهد تا خواسته شما خلق شود و آنچه را که ارتعاش داده اید، مطابق با احساستان ظاهر شود. براساس قانون جذب، ارتعاش احساسی شما، وقایع و افرادی را به سوی خودتان برمی گرداند.

قانون اول جذب پول
اولین و مهمترین قانون درباره کسب ثروت « خواستن پول با تمام وجود » است.

قانون دوم جذب پول
اگر پول می خواهید، « چقدر میخواهید» ؟

نکته طلایی این دو قانون این است که عددی که انتخاب می کنید باید به اندازه ای باشد که وقتی به آن فکر می کنید، احساس بسیار خوبی به شما بدهد؛ چون اگر حس بدی به شما بدهد؛ یعنی خارج از نقطه مطلوب شماست.

مثلا عددی که انتخاب می کنید، یک میلیارد تومان باشد، هنگام فکر کردن به آن حالتان بد شود، به این معنی است که شما نمیتوانید روی آن تمرکز کنید.

در واقع فکر شما به نداشتن آن مقدار پول، گرایش پیدا می کند و اینجاست که افکار منفی مثل : «چطور می توانم به آن برسم؟ هیچوقت برای من اتفاق نمی افتد! من که شرایطش را ندارم! » در ذهن شما متولد می گردد.

این افکار به شما حمله کرده و شما نیز روی آنها تمرکز می کنید و حستان بد می شود و طبیعی است مقدار بیشتری از نبودن پول را خلق می کنید.
برای هر شخصی مقدار پولی که با آسودگی می تواند بخواهد، متفاوت است. شیوه درخواست هم در افراد مختلف، به یکی از سه روش زیر می تواند باشد:

بعضی از شما می گویید: آن قدر پول می خواهم که همه بدهی هایم را تسویه کنم. لازم است در ابتدا ان مقدار پول را در قالب یک واحد پولی، مشخص کنید تا بتوانید بر روی ان واضح تر تمرکز کنید.
برخی کلی تر درخواست می کنند: می خواهم آن قدر پول داشته باشم که فشار مالی روی من نباشد.
برخی نیز ممکن است بگویند: فقط می خواهم حسی داشته باشم که از لحاظ مالی احساس امنیت و آزادی کنم.
با درخواست کردن، ذهن شما شروع به ارتعاش روی « حس داشتن پول »می کند. قانون ارتعاش مهمترین اصل در قانون جذب است.

۳- قانون جذب رابطه:

قانون جذب عشق بخشی بسیار کاربردی در قانون جذب است که بر روابط افراد تاثیر می گذارد. در قانون جذب رابطه افراد این توانایی را دارند که هرآنچه از اخلاق و رفتار یک فرد را دوست دارند به زندگی خود جذب کنند(اطرافشان پر میشود از افرادی با این ویژگی های اخلاقی ) و در مدار ناخواسته هایشان قرار نگیرند(به طور ناخودآگاه از افراد با خسیسه های اخلاقی ای که دوست ندارند دور میشوند)



۴- قانون جذب سلامتی:

قانون جذب سلامتی میگوید که با کنترل افکار خود می‌توانید در وضعیت جسمانی و سلامتی خود، تغییرات شاخصی ایجاد کنید. حامیان قانون جذب بر این باور اند که اگر یک بیمار فرکانس افکار مثبت را درون خود افزایش دهند بخش عمده ای از مسیر درمان را طی کرده و میتواند بر بیماری خود غلبه کرده و آن را شکست دهد. استدلالی که برای اثبات این اصل هم می آورند عدم تشخیص بدن میان افکار و تجارب است. به طور مثال شما ار به یک آلوچه ی ترش فکر کنید بزاق دهانتان ترشح خواهدشد. با آنکه اصلا طعم آن را نچشیده اید.

بیل گیتس

ویلیام هنری گیتس سوم و یا به اختصار بیل گیتس یکی از ثروتمند ترین افراد جهان است که عمده شهرتش بخاطر راه اندازی شرکت موفق مایکروسافت است. وی در سال ۲۰۱۸ با تخمین دارای خالص ۸۶ میلیارد دلار به عنوان ثروتمند ترین فرد جهان شناخته شد. اما راز موفقیت این نابغه در چیست؟ آیا کارما فعالیت های انسان دوستانه خود را پس میدهد؟ آیا مانند کوین ترودو نابغه تبلیغ نویسی جهانی قانون جذب را بکار گرفته است؟ آیا پرتلاش بوده و اعتماد به نفس بارها و بارها از اول شروع کردن را داشته است؟ زندگی نامه ی بیل گیتس را تا کنون مطالعه کرده اید؟ با ما در این مقاله همراه باشید تا راز موفقیت وی را از زندگی نامه اش کنجکاو کنیم.

زندگی‌نامه ی بیل گیتس از زبان خودش
بیل گیتس کیست؟ ویلیام هنری بیل گیتس سوم معروف به بیل گیتس (به انگلیسی: Bill Gates) در حوزۀ ارتباطات و فناوری اطلاعات، نامی شناخته شده است. شاید به جرئت بتوان بیل گیتس را پدر موفقیت های بزرگ افراد موفق جهان نامید. او راز موفقیت را در پشتکارو تلاش و هدفگذاری می داند.بیل گیتس فقط یک کامپیوتر (Computer) نساخت. بیل کیتس فقط برنامه ویندوز (Windows) را به جهانیان معرفی نکرد. او فقط برنامه آفیس (Office program) را تولید نکرد. بیل گیتس فقط شرکت مایکروسافت (Microsoft) را بنیانگذاری نکرد. بیل گیتس کاری بسیار بزرگتر کرد. تغییراتی که بیل گیتس به واسطه محصولات مایکروسافت و استفاده از کامپیوتر در زندگی افراد جهان ایجاد کرد، ابزاری برای موفقیت بسیار بزرگ دیگر افراد موفق جهان شد. وی تنها شخصی بود که رقابت را وارد عرصۀ نرم‌افزار کرد. وی یکی از موفق‌ترین کارآفرینان قرن بیستم و یکی از ثروتمندترین افراد جهان است. در این مقاله به داستان موفقیت بیل گیتس و شکست‌هایی که او در طول زندگی‌اش تجربه کرد، می‌پردازیم. او از تکنولوژی موجود استفاده کرده و با استفاده از استراتژی‌های بازاریابی خود توانست بازار را تحت سلطه اش درآورد.

درباره بنیانگذار میلیاردر مایکروسافت چه می دانید؟
اوایل زندگی بیل گیتس

درامد بیل گیتس - زندگی نامه بیل گیتس - زندگینامه بیل گیتس

بیل گیتس 28 اکتبر 1955 در سیاتل متولد شد. گیتس در خانواده‌ای به دنیا آمد که در تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی سرشناس بودند. پدر وی ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل، واشینگتن بود و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضای هیئت مدیره یونایتد اینترنشنال بود که در امور خیریه نیز فعالیت داشت. بر خلاف سایرین، او به برنامه‌نویسی با زبان BASIC علاقۀ زیادی داشت. گیتس در مدرسۀ لیکساید در سیاتل تحصیل کرد و چنان شیفتۀ برنامه‌نویسی کامپیوتر بود که برخی برنامه‌ها را خراب می‌کرد تا زمان بیشتری را با کامپیوتر بگذراند. بارها استفاده از کامپیوتر را برای او قدغن کردند.

حتما بخوانید : زندگی نامه مارک زاکربرگ موسس فیس بوک

نوجوانی بیل گیتس چگونه سپری شد؟
گیتس در دوران نوجوانی برنامه‌های پیچیده‌ای می‌نوشت که شیفتگی و علاقۀ او به سوی موفقیت را نشان می‌داد. او به خاطر عشق و علاقۀ خود به برنامه‌نویسی کامپیوتر و همچنین به اصرار پدرش در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد، اما با این وجود تمایل چندانی به تحصیل در آن‌جا نداشت. تمام این مسائل در دسامبر 1974، هنگامی که آلن مقاله‌ای در مورد میکروکامپیوتر به گیتس نشان داد، تغییر کرد. او و آلن از فرصت استفاده کردند و با تولیدکنندگان MITS تماس گرفتند و در مورد زبان BASIC برای آلتیر (اولین کامپیوتر شخصی) با آن‌ها گفتگو نمودند. هنگامی که تولیدکنندگان MITS در پاسخ گفتند می‌خواهند نمونۀ کار را ببینند، وی و آلن شبانه روزی کار کردند تا آن را آماده نمایند زیرا تا آن موقع برنامه را ننوشته بودند. آلن به آلبوکرک سفر کرد تا ببیند که آیا برنامه روی آلتیر کار می‌کند یا خیر. گیتس و آلن هر دو نسبت به این قضیه تردید داشتند. برنامه موفقیت‌آمیز بود. گیتس از هاروارد بیرون آمد. بعد از این موفقیت، گیتس و آلن مایکروسافت را راه‌اندازی کردند. در آن زمان IBM در اجرای سیستم عامل خویش مشکل داشت و درست سر بزنگاه، گیتس و آلن مایکروسافت را راه‌اندازی کردند.

داستان ازدواج موسس مایکروسافت ( بیل گیتس و همسرش )
بیل گیتس - زندگینامه بیل گیتس - درآمد بیل گیتس در ثانیه - راز موفقیت بیل گیتس

بیل گیتس در ژانویه 1994 میلادی پس از هفت سال با ملیندا فرنچ از کارمندان مایکروسافت ازدواج کرد. ملیندا در مصاحبه خود با مجله فوربز forbes می‌گوید پسرهای باهوش بسیاری خواهان ازدواج با من بودند؛ اما هم من و هم بیل احترام خاصی برای هم قائل بودیم، البته آن روزها زنی هم که عاشق فناوری باشد، کمیاب بود!

داستان طلاق بیل گیتس
بیل گیتس ۶۵ ساله موسس مایکروسافت روزگاری یکی از سه فرد ثروتمند دنیا بود. همسر وی ملیندای ۵۶ ساله مدیر سابق شرکت مایکروسافت است که در حال حاضر بنیاد خیریه بیل و ملیندا را مدیریت می‌کند. بیل گیتس در سال ۲۰۲۱ از همسرش ملیندا فرنچ جدا شد و نیمه از ثروتش به همسر سابقش بر اساس قانون واگذار شد و او به رتبه ی پنجم ثروتمندان جهان سقوط کرد و رتبه ی سومین ثروتمند جهان را از دست داد. خبر جدایی این زوج پس از زندگی ۲۷ ساله مورد توجه بسیاری از افراد در سراسر دنیا قرار گرفت.

فرزندان بیل گیتس
وی و ملیندا دارای دو فرزند دختر و یک فرزند پسر با نام‌های جنیفر کاترین گیتس (متولد ۱۹۹۶ میلادی)، روری جان گیتس (متولد ۱۹۹۹ میلادی) و فوب ادل گیتس (متولد ۲۰۰۲ میلادی) هستند.

فیلم راز

فیلم راز سانسور نشده 

… سالها پیش یک سوال مهم ذهنم را سالها به خود مشغول کرده بود. یک پرسش اساسی که شاید برای شما هم پیش آمده باشد…

  • چرا برخی آنقدر خوش شانس هستند و بسیاری دیگر بد شانس؟؟؟ چرا برخی به هرکاری دست می زنند موفق می شوند و بسیاری پشت سرهم شکست می خورند؟
  • چرا “موفقیت مالی”، “موفقیت تحصیلی”، “موفقیت در معنویات”، “موفقیت در امور خانواده”، “موفقیت شغلی”، “موفقیت در ارتباطات” و بطور کلی هر موفقیتی تنها نصیب افراد خاصی می شود؟

من مدتها در لابلای کتاب ها و از طریق اساتید دانشگاه به دنبال پاسخی مناسب برای این پرسش های ذهنی خودم بودم، اما هیچ جوابی مرا قانع نمی کرد تا اینکه بطور تصادفی فیلم راز یا قانون جذب را دیدم. خیلی سال از آن زمان گذشته ولی وقتی به دفعه اولی که فیلم را دیدم فکر می کنم، همان حس خوب و ذوق و شوق آن لحظه دوباره در من زنده می شود. آری من به “راز بزرگ” پی برده بودم. این فیلم توانست پاسخ تمام پرسش های مرا یکجا بدهد. دوستان فایل تصویری و صوتی فیلم راز را که توسط شبکه چهار سیما دوبله شده دانلود کنید و چند بار گوش کنید. حتی اگر قبلا فیلم را دیده باشید، چند باره دیگر آن را گوش کنید.

راز-فیلم راز-موفقیت-رازها و نیازهای موفقیت-قانون جذب-موفقیت مالی

فیلم راز چیست؟

اما به راستی، رازی که این فیلم از آن پرده برمیدارد چیست؟ اجازه دهید به شما بگویم که این فیلم چگونه به تمام پرسش های ذهن کنجکاو من جواب داد. ما انسان ها اشرف مخلوقات خداوندیم و این موضوع بارها در قرآن کریم ذکر شده است. ذهن ما ذهن ما قدرتی اعجاز انگیز و نامحدود دارد. فرآموش نکنید که همه ی ما با یک قانون کار میکنیم و آنهم چیزی نیست جز، قانون کائنات . قانون کائنات به حدی دقیق است که قدرت انجام هرکاری را به ما میدهد. نحوه عملکرد این قانون، دقیقا همان راز جهان هستی است که بیشتر انسان ها آن را نمیدانند و معدود افرادی همچون خانم راندا برن . … که به این قانون یعنی همان قانون جذب رسیدند، توانستند زندگی خود را زیر و رو کنند.

فیلم راز به شما میگوید که مهم نیست در کجای این کره ی خاکی، با چه تحصیلات، چه سقف درآمد، در چه خانه و با چه شرایطی زندگی میکنید. تنها چیزی که مهم است این است که قانون جذب برای شما هم کار میکند و شما میتوانید بیشترین بهره را از آن ببرید. هیچ وقت فرآموش نکنید که هر آنچه وارد زندگی شما میشود چه خوب و چه بد، شما خودتان آن را جذب کرده اید و میتوانید هر روز چیز های بیشتری را به زندگیتان فرآخوانی کنید.

راز-فیلم راز-موفقیت-رازها و نیازهای موفقیت-قانون جذب-موفقیت مالی

نقد فیلم راز

فیلم راز افکار و باورها را به دو دسته تقسیم می کند و توضیح می دهد که گروه افکار مثبت، پیش آمدهای مثبتی از جنس خودش برای شما به دنبال خواهد داشت و افکار مخدوش و منفی هم اتفاقات منفی. این بین یک عامل کمکی و سرعت بخش در خلق افکار وجود دارد و آن احساسات مثبت و منفی است. احساسات ما مانند قطب نمای مغناطیسی عمل می کند که از یک سو به ما نشان می دهد که آیا در مسیر صحیح در حرکت هستیم یا نه؟ و از سوی دیگر ابراز احساس و اشتیاق سوزان در کار افرینش مثل کاتالیزور عمل می کند و سرعت و روند آفرینش را تسریع می کند. فیلم راز را باید چند باره گوش کرد، چون واقعیت هایی که مطرح می شوند نیاز به بازخورد ذهنی و روانی ما دارند و حتما بعد از گوش کردن باید تصمیمی در رابطه با موضوعات گرفته شود. تنها وظیفه ما درخواست کردن است. ما باید خواسته ها و آرزوهای خود را اعلام و ارسال کنیم که این کار توسط ضمیر ناخودآگاه ما در ارتباط مستقیم با کاینات صورت می گیرد. بعد از آن دوره انتظار ظهور معجزات است. شما در این دوره کافی است هم سوی با سفارشات انجام شده خود باشید.

 

طرحواره

طرحواره ها ساختار روانی و چهارچوب فکری هر فرد است که در زمان کودکی شکل گرفته و در ابتدای نوجوانی خود را نشان داده و عمولا تا کهنسالی همراه فرد است و ریشه در مواردی نظیر اعتماد به نفس و یا عزت نفس هر فرد دارد. طرحواره چیست؟ لغت طرحواره(طرحواره به انگلیسی: Schema) برای نخستین بار در قرن بیستم توسط یک روانشناس انگلیسی به نام فردریک بارتلت در یکی از تئوری های او به نام تئوری یادگیری عنوان شد. پس از آن طرحواره ها مورد توجه روانشناسان واقع شدند و تحقیقات زیادی در زمینه شناخت طرحواره ها تحت عنوان طرحواره درمانی صورت گرفت. در واقع طرحواره های ناسازگار اولیه که به آنها تله شخصیتی نیز گفته می شود، شاید یکی از اصلی ترین مشکلاتی است که، ممکن است برای هر انسانی پیش بیاید. اگر فردی گرفتار تله های شخصیتی شود، روند زندگیش با اختلالات جدی روبرو میشود و شادی و آرامش وی صلب می گردد. بیشتر تله ها در هم تنیده اند و به مسائلی همچون  اعتماد به نفس فرد مربوط می شوند. در این مقاله از دسته مقالات سایت راز موفقیت قصد داریم در مورد طرحواره ها یا همان تله های شخصیتی صحبت کرده، به انواع و شیوه های شکل گیری آن بپردازیم و نهایت ریشه های تحولی آن را بررسی کنیم..

طرحواره چیست؟
طرحواره چیست؟

طرحواره به انگلیسی(Schema)، در واقع قالب و چارچوب باورها و شناخت فرد از خود و محیط پیرامونش است که باعث تفسیر و سازماندهی اطلاعات می گردد. دراصل طرحواره یک چارچوب ذهنی است که، طبق آن ورودی های ذهنمان را سازماندهی می کنیم. یعنی هر ورودی که مطابق بر باورها و عقاید زندگیمان باشد را نگه داشته و بقیه آنها را حذف می کنیم. در حالت کلی طرحواره ها مفید هستند چراکه، کمک میکنند ذهن ما الگو و ساختار مشخصی برای دسته بندی ورودی های خود داشته باشد. مشکل اصلی زمانی ایجاد می شود که این باورها و عقاید مخرب و اشتباه باشند و موجب آزار و اذیت ما شوند. آنجاست که به آنها طرحواره های ناسازگار می گویند.

تکنیک آلفای ذهنی

تا چه حد با تکنیک آلفای ذهنی آشنایی دارید؟ امواج مغز را میشناسید؟ میدانید میتوانید ماندن مغزتان را در حالت آلفای ذهنی افزایش دهید و به این وسیله با کائنات دستور دهید تا هر آنچه که میخواهید را برایتان رقم بزند؟ آیا مراقبه و مدیتیشن میتواند کمک کند که تاثیرات آلفا در شما عمیق تر و ماندگار تر شود؟ آیا با استفاده از تکنیک آلفای ذهنی میتوان کاری کرد تا هر زمان که اراده کردید وارد حال آلفا شوید؟ حالت آلفای ذهنی چیست و چگونه میتواند راه رسیدن به رویاهایتان را هموار کند؟ شاید خیلی از شماها که در حال خواندن این مقاله هستید، حالت آلفای ذهنی را نشناسید و بلد نباشید که چگونه به حالت آلفا برویم و تنها شنیده باشید که اگر در راه رسیدن به آلفای ذهنی موفق شوید تمرکز شما چند برابر شده و بر ذهنتان چیره اید و تمام رویاهایتان را در این حالت میتوانید یک به یک به واقعیت تبدیل کرده و از قانون جذب به بهترین شکل ممکن بهره ببرید. به شما مژده میدهیم که در این مقاله علاوه بر اینکه آلفای ذهنی را به خوبی میشناسید، خواهید آموخت که چگونه به آلفای ذهنی برسید پس باما همراه باشید.

آلفای ذهنی چیست ؟
آلفای ذهنی یکی از بی نظیرترین قدرت هایی است که خداوند به اشرف مخلوقاتش، یعنی انسان ها عطا کرده است. اجازه دهید این قدرت خارق العاده را با یک مثال ساده برایتان شفاف سازی کنم. تا حالا شده به کسی فکر کنید و آن فرد همان روز و حتی همان ساعاتی که در ذهن شماست، به شما زنگ بزند و یا به دیدارتان بیاید؟ در چنین لحظه ای متعجب میشوید و با خود می گویید کاش از خدا چیز دیگری میخواستم و احتمالا دلیسل این اتفاق را درک نمیکنید اما این حادثه نیز دلیل و توجیحی بسیار قوی دارد تحت عنوان “قدرت ذهن در حالت آلفای ذهنی”. آلفای ذهنی حالتی از ذهن انسان است که اگر ذهن در آن وضعیت قرار گیرد هر آنچه از پشت پرده آن میگذرد به واقعیت تبدیل میشود. آلفا همان قدرت بی نهایت ذهن انسان است که او را به اشرف مخلوقات تبدیل کرده است. همین قدرت است که به ما توانایی خلق کردن داده است. چراکه با این قدرت ما میتوانیم افراد و شرایطی را به زندگیمان جذب کنیم که راه رسیدن ما به اهدافمان را هموار کنند.

قدرت آلفای ذهنی در چیست؟
حالت آلفای ذهنی، شگفت انگیز ترین و قدرتمند ترین ویژگی و نعمتی است که خداوند به انسان عنایت کرده و از جمله برجسته ترین وجه تمایزات انسان با سایر مخلوقات خداوند است. چرا که شما هر آنچه را که با ذهنتان تجسم کنید میتوانید در زندگیتان به یک واقعیت غیر قابل انکار تبدیل کنید. فرض کنید به افزایش حقوق فکر کنید و در کمتر از چند ماه حقوقتان از آن چیزی که تصور میکردید هم بیشتر شود و یا به داشتن یک رابطه رویایی فکر کنید و در کوتاه ترین زمان با فردی آشنا شوید که زندگی احساسیتان را زیر و رو کند. به خرید خانه فکر کنید و بدون کمترین دردسری خانه رویاییتان را بخرید و خلاصه هر آنچه را که در ذهنتان مجسم میکنید در زندگیتان بدست آورید. بی شک زندگیتان خیلی قشنگ تر میشود و قدرتی ماورایی برای خلق زندگی رویاییتان بدست خواهید آورد. قدرت آلفای ذهنی آنچنان بیش از حد تصور است که در دهه اخیر اساتید قانون جذب و حوزه موفقیت از آن برای تمرین استفاده از قانون جذب در دانشجویان خود استفاده نموده و آن را ابر راز موفقیت نامیده اند.

هوش اقتصادی چیست

هوش اقتصادی چیست ؟ تاکنون برایتان پیش آمده است که پای صحبت های فردی بنشینید و او به شما بگوید که از هوش مالی بالایی برخوردار است؟ اما این هوش مالی یا financial IQ چیست؟ به زبان بسیار ساده اگر بخوام برایتان شرح بدهم هوش اقتصادی توانایی یک فرد در حل چالش ها و مشکلات مالی است. فکرش را بکنید بتوانید از پس هر مشکل و چالش مالی ای بربیاید. بی شک شرایط اقتصادی زندگیتان زیر و رو میشود. لذا در این مقاله قصد داریم به بررسی اینکه هوش اقتصادی چیست پرداخته و راهکارهایی برای تقویت آن ارائه دهیم. در اصل قرار است که باهم الگوی ذهنی افراد ثروتمند را بررسی کنیم.

هوش مالی یا هوش اقتصادی چیست؟

اگر در یک جریان مالی، مفهوم سرمایه، بدهی، درآمد و هزینه را به درستی درک کنید، شانس شما برای ثروتمند شدن به شدت افزایش می یابد. “رابرت کیوساکی”

در روانشناسی نوین، هوش انسان را به چند بخش تقسیم کردند. یکی از هوش های انسان که اخیرا هم اساتید زیادی در سرتاسر جهان اهمیت و کاربری آن را بسیار پر رنگ کرده اند، هوش مالی است که بخش اعظمی از آن به قدرت مدیریت زمان فرد باز میگردد. بهترین تعریف هوش مالی را آقای رابرت کیوساکی، ارایه کرده اند. ایشان می گویند: هوش مالی ( هوش مالی به انگلیسی : Financial-Intelligence ) یا هوش اقتصادی یا به زبان خودمان شم اقتصادی، عبارت است از مجموعه تشخیص، تصمیم و اقداماتی که یک فرد در جهت مدیریت مالی زندگی خود و کسب و کارش بکار می گیرد. کیفیت شرایط مالی امروز شما بستگی مستقیم به کیفیت رشد و پرورش هوش مالی شما از کودکی تا کنون دارد. جالب است بدانید هوش مالی کودک، کپی هوش مالی والدین و نزدیکان است. بعد ها هوش مالی و سرمایه گذاری فرد در واکنش به تجربیات پیش رو دست خوش تغییر و تحول مثبت و یا منفی میشود که نهایتا در بزرگسالی شکل و فرم شخصی و خاصی به خود می گیرد. یعنی هرکدام از ما در هر سنی شخصیت مشخص مالی در خود داریم و بر اساس نظام باورهای مالی خود عمل می کنیم.

انواع کارما

تا کنون ب این موضوع فکر کرده ایک که اصلا چیزی به عنوان انواع کارما داریم یا نه؟ کارما به زبان ساده یعنی هرکسی در نهایت نتیجه کارهای خود را میبیند اما انواع کارما یعنی چی؟ چند مدل کارما سوزی داریم و چه اتفاقی ممکن است برای یک فردی که دارد کارما عملی از گذشته اش را پس میدهد بی افتد که میگوییم اصطلاحا دارد کارما سوزی میشود در این مقاله به بررسی قوانین کارما و همچنین معرفی انواع کارما میپردازیم. با ما همراه باشید.

انواع کارما چیست؟

انواع کارما – (به انگلیسیkarma) در فرهنگ هندو به مفهوم عملکرد فرد در زندگی است.

در قانون جذب نیز بر مفهوم انواع کارما بسیار تاکید شده است. کارما یک قانون انکار ناپذیر در هستی است. کارما در لغت از یک واژه سانسکریت به معنای بازگشت برگرفته شده است. کارما ارتباط بین اعمال شما و سرنوشت شما را توضیح می دهد.
انواع کارما یا همان قانون کارما را به زبان ساده می توان گفت «قانون علت و معلول» است. یعنی کسانی که به قانون کارما اعتقاد دارند باورشان این هست که در این دنیا نتایج اعمال خود را خواهند دید.

البته مفهوم کارما امروزه  بعنوان یک اصل و با عنوان «قانون کارما» به گونه های مختلفی تفسیر شده است

کارما چیست، قوانین کارما، قانون کارما چیست؟-راز موفقیت

در حالت کلی در پاسخ به کسانی که میگویند کارما چیست باید اظهار داشت که انواع کارما بیانگر این است که اعمال شما آیندۀ شما را رقم می‌زنند. شاید شما هم شنیده باشید که بعضی از افراد اظهار می کنند: این سرنوشت ما بوده که زندگی این چنینی داشته باشیم یا مصیبت های زیادی نصیبمان بشود! اما قانون کارما نظر دیگری دارد: دلیل این مسئله که سرنوشت شما هرگز از پیش تعیین نشده، این است که شما ارادۀ آزاد دارید.

براساس قانون کارما امکان ندارد که آیندۀ شما از پیش تعیین شده باشد. از نظر انواع کارما چنین چیزی عادلانه نخواهد بود. زندگی به شما فرصت می‌دهد.

قانون کارما یکی از همان فرصت‌هاست. افرادی مثل هندوها که قانون کارما را قبول دارند بر اساس اصل تناسخ بر این باور هستند که کارما یا همان قانون کارما زندگی های بعدی شما را نیز تفسیر می کند. یعنی اگر شما امروز خوب زندگی کنید و با دیگران مهربان باشید و کار بد نکنید بر اساس قانون کارما در زندگی های بعدی نتایج آن را در زندگی خود شاهد خواهید بود. انواع کارما می گوید: افرادی که همیشه مصیبت می بینند و اتفاقات سریالی بدی برایشان رخ می هد، نتایج اعمال گذشته یا زندگی قبل (تناسخ) خود را تجربه می کنند.

قانون جذب نیز کارما را به این صورت تفسیر می کند که می گوید وقتی شما کارخوبی می کنید احساسی در شما ایجاد می شود که این حس خوب شرایطی را بوجود می آورد تا همان حس را مجددا تجربه کنید. دقیقاً قانون کارما در عملکرد بد و نامطلوب نیز عواقب بدی برای فرد خواهد داشت. این شما هستید که آینده خود را میسازید. قانون کارما میگوید اگر آینده خوبی میخواهید باید اکنون خوبی داشته باشید و به صورت مستمر به شکلی مثبت در جهت خواسته هایتان حرکت کنید.

 
 شین در کتاب چهار اثر خود از قانون کارما بعنوان قانون بازی بومرنگ ها یاد کرده است؛ بومرنگی که پرتاب می شود و در نهایت به خودمان برمی گردد.

 

معنی اصلی انواع کارما چیست؟ کارما به زبان ساده

 

کارما چیست، قانون کارما در کائنات، قانون کارما در روانشناسی، قانون کارما چیست؟-راز موفقیت

من در میان دانشجویان دوره قانون جذب متوجه شدم که قانون کارما برای بسیاری یک مفهوم گنگ است. حتی  این مفهوم به صورت شخصی و بر حسب ضرورت تفسیر شده است. قانون کارما براساس قوانین نیوتن نیز توضیح داده می شود. بر اساس قانون سوم نیوتن هر عملی عکس العملی دارد. یعنی اگر بر جسمی نیرویی در جهتی وارد شود؛ نیروی عکس العملی مساوی ولی مخالف جهت آن عمل می کند. دقیقا قانون کارما نیز به همین شکل عمل می کند. انواع کارما می گوید اگر شما امروز کار بدی انجام دهید، نتیجه این کارتان به زندگی شما بازخواهد گشت. قانون کارما می گوید نتایج کار خوب یا بد شما در همین جهان و زندگی بعدی گریبان شما را خواهد گرفت.

ما در این مقاله قصد داریم انواع کارما را به نحوی بیان کنیم تا یک درک ملموس از مفهوم کارما داشته باشید. برای بیان مفهوم کارما و قانون کارما یک مثال ساده ضروری است. فرض کنید همه ما می‌خواهیم به مردم در حد توان خود کمک کنیم.

  • مثلاً فرد نابینایی را یاری کنیم، به موسسه محک کمک کنیم،
  • به افراد بی‌خانمان کمک مالی کنیم،
  • با کودکان کار مهربان باشیم و غیره.

کارما چیست، قانون کارما چیست؟-راز موفقیت

حال دو سوال مطرح می‌شود: چقدر احتمال دارد شخصی که به او کمک کرده‌ایم، پاسخ خوبی، ما را بدهد؟ چقدر احتمال دارد که عمل ما یک منبع از انرژی مثبت ایجاد نماید؟! این یک مثال خیلی ساده از کارما درباره مسائل روزمره است. البته انواع کارما بصورت منفی نیز وجود دارد.

به سادگی اما بسیار عمیق مفهوم قانون کارما را توضیح می‌دهد:

«انسان چیزی جز محصول افکارش نیست. او به همان چیزی تبدیل می‌شود که بدان فکر می‌کند.»

انواع کارما یکی از قدیمی‌ترین مفاهیم معنوی/مذهبی در جهان است. مدت‌ها قبل از مسیحیت و یهود، مفهوم قانون کارما به طور گسترده در شرق پذیرفته شده بود. چرا که نه؟ منطقی است. این اعتقاد که اعمال گذشته بر سرنوشت ما در حال اثر می‌گذارند، کاملاً منطقی به نظر می‌آید.

 

بررسی انواع کارما در قرآن

 

واقعیت آن است که مفهوم انواع کارما از آن جهت که ایده و باور هندوها می باشد و موضوع دنیای بعد از مرگ را مثل ما مسلمانان قبول ندارند، قانون کارما چندان قابل پذیرش از نظر ما مسلمانان نخواهد بود. همچنین در قرآن اشاره ای به کارما نشده است. با اینحال برخی اساتید در سمینارها و سایت ها اشاراتی داشته اند که در اینجا عیناً آورده می شود: (آیه ۷ و آیه ۸ از سوره زلزال)

  • فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ  خَیْرًا یَرَهُ
    هر کس به وزن ذره‌ای نیکی کرده باشد آن را می‌بیند. (نتایج مثبت آن نیکی به زندگی اش وارد می شود.)
  • وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ
    هر کس به وزن ذره‌ای بدی کرده باشد آن را می‌بیند (نتایج منفی آن کار بد به زندگی اش وارد می شود.)
 

بررسی انواع کارما در روانشناسی

 

در علم روانشناسی اعمال انسان، سومین مرحله از چرخه افکار، احساس و رفتار است. هرگونه باور غلط در این چرخه ریشه ی بسیار از احساسات و اخلاقیات ما از جمله  ترس، عذاب وجدان و  تضعیف شده است. بر اساس این نظریه باورهای انسان خواه مثبت و یا منفی باشند، افکاری را در ذهن و قسمت خودآگاه شخص پدید می آورند که، به دنبال آن فکر احساسی خوشایند یا نا خوشایند در شخص پدید می آید. در نهایت وقتی انسان تحت سلطه احساسات خود قرار می گیرد، دست به اعمالی می زند که می توانند مثبت یا منفی باشند و دوباره آن اعمال افکاری را در ذهن انسان به وجود می آورد که به دنبال آن احساس و رفتار دیگری است و این چرخه تا بی نهایت تکرار می شود. 

اکنون به بررسی انواع کارما در روانشناسی و این نظریه می پردازیم. طبق این قانون هر اعمالی که از ما سربزند، مشابه آن را طبق قانون جذب به زندگی خود جذب می کنیم. اگر این قانون را در نظریه فوق بررسی کنیم یعنی:« افکار مشابه، احساسات و در نهایت رفتارهای مشابهی را به دنبال دارند.» به طور مثال در حق کسی بدی می کنیم. قانون کارما در کائنات می گوید، این بدی در نهایت به خودمان باز می گردد. علم روانشناسی می گوید در حق کسی بدی می کنیم و باور داریم و فکر می کنیم که دنیا جای خطرناکی است و برای حفظ بقا مجبوریم به دیگران بدی کنیم. این باور و این احساس مخرب ما را در تکرار این عمل تشویق می کند و در نهایت اطراف خود را با افرادی با این باور پر می کنیم و آنها نیز در حق ما اعمال زشت مشابهی را مرتکب می شوند و در نهایت هر عملی که انجام می دهیم دست به دست چرخیده و همانند آن به خودمان باز می‏گردد.

 

ارتقا عزت نفس

 اگر بدانید که عزت نفس واقعا چیست قطعا متوجه خواهید شد که ارتقا عزت نفس تا چه میزان میتواند موضوع مهم و حیاتی ای باشد. حقیقتا افراد زیادی را میشناسم که صرفا چون عزت نفس پایینی دارند حال روحی آنها به شدت بد است. باکسی وارد رابطه ای طولانی مدت نمیشوند. نسبت به زندگیشان هیچ حس زیبایی ندارند و چون خود را انسان حقیر و دوست نداشتنی ای میدانند حتی وقتی مورد عشق و محبت دیگران قرار میگیرند حالشان بد است. حال میفهمید ارتقا عزت نفس تا چه حد میتواند موضوع حائز اهمیتی باشد و چه بالاهایی ممکن است گریبان گیر شما شود اگر توان ارتقا عزت نفس خود را نداشته باشید؟؟؟
در این مقاله به بررسی راهکارهایی علمی و صددرذ کاربردی در راه تقویت عزت نفس شما خواهیم پرداخت پس با ما همراه باشید
5 تکنیک  برای ارتقا عزت نفس 
این 5 تکنیک را حتما انجام دهید تا شاهد نتایج شگفت انگیزی باشید.
تکنیک اول ارتقا عزت نفس: نوشتن شجره نامه 
بدین منظور تمام زندگی خود را بنویسید. نوشتن خاطرات مربوط به کودکی، نوجوانی و اکنونتان در ارتقا عزت نفس شما معجزه میکند. اگر نقاط ابهامی در زندگی شما هست این نقاط ابهام را بپرسید، تحقیق کنید، بررسی کنید و برای خودتان کاملا شفاف سازی کنید. شما در این تکنیک کافیست شبی ده دقیقه وقت بگذارید. و هر چیزی که از گذشته در یاد دارید را روی کاغذ بیاورید. همین طور در حین نوشتن تاریخچه زندگی خودتان نقاط مثبت را پررنگ تر کنید بیشتر راجع به آن بنویسید. چه اتفاق های مثبتی در کودکی افتاده است. چه کارهای خوبی کرده اید حتی شیطنت هایی که به شما حس خوبی می دهد. چطور درس خوانده اید و چه نمرات خوبی گرفته اید. یعنی بیشتر توجه و تمرکز روی نقاط مثبت باشد.
تمرین مهم برای ارتقا عزت نفس
در مرحله بعد شما باید شبی پنج مورد که از خودتان شناخته اید و به آن افتخار می کنید را یادداشت کنید. یعنی از دل آن سرگذشتی که نوشته اید و آن نقاط مثبتی را که به آنها اشاره کرده اید هر شب 5 مورد را که به آنها افتخار می کنید و در خودتان مثبت، خوب و بارز می دانید را یادداشت کنید. تا به مرور زمان تقویت عزت نفس برایتان میسر شود
هر شب 5 مورد زیر را برای ارتقا عزت نفس یادداشت کنید :
  • فلان مورد در قیافه و اندامم را دوست دارم چون …..
  • فلان دوره را گذراندم و فلان مدرک رو گرفتم.
  • فلان مقطع تحصیلی رو با این رتبه قبول شدم.
  • پدرم این خوبی رو دارد.
  • مادرم….. (یک چیزی را پیدا کنید و روی آن متمرکز شوید.)
هر شب 5 مورد یاداشت کنید. می توانید به خیلی چیزها اشاره کنید. ارتباطاتتان، افرادی که با آنها دوست هستید، توانایی های خاصی که دارید، استعدادهایی که دارید، مثلا موردی که من دیشب در این یادداشت های پنج گانه شبانه ام نوشتم؛ ناگهان یادم افتاد که بعد از مدتها کم کم لیستم خالی شده است و نمی توانم موردی را پیدا کنم. ولی لحظه ای به همان روز خودم نگاه کردم و یادم افتاد که من امروز با فرزندم به گونه ای خاص صحبت کردم. این شیوه گفتگو را  خیلی دوست دارم در صورتی که اصلا تا بحال به آن توجه نکرده بودم. این را به عنوان اولین آیتم آن لیست پنج گانه نوشتم. منظورم این است که شاید در دفعات اولی که می خواهید این لیست را پر کنید. چیزی به ذهنتان نرسد یا ندانید. این کاملا طبیعی است بخاطر اینکه چیزهای مثبت زیادی را در خودتان نمی بینید. چون عزت نفس پایین اصلا تعریفش همین هست. اما به تدریج یاد می گیرید که نقاط قوت و مثبت خودتان را بزرگ تر و بزرگ تر بکنید و با شروع عدد اول عددهای بعدی را حتما در لیست بگذارید.
 تکنیک دوم ارتقا عزت نفس: دیدن نقاط مثبت در دیگران
 
تکنیک و روش دومی که در ارتقا عزت نفس می خواهم خدمتتان بگویم دیدن چیزهای خوب در دیگران است. ما عموما در دیگران نقاط منفی را خیلی بارز می بینیم.  مخصوصا هر چقدر عزت نفستان پایینتر باشد. شما افراد دیگر را ضعیف تر و منفی تر از خودتا خواهید دید. اما اینجا می خواهیم دقیقا برعکس عمل کنیم. نباید در مورد دیگران قضاوت بکنیم. فقط می خواهیم یک مقایسه مثبت بکنیم. نقاط مثبتی که در خودتان می بینید را جستجو کنید و در اطرافیان ببینید. و یا نقاط مثبتی را که در دیگران می بینید را در دیگری جستجو کنید. اینجا هم باز ممکن است در یافتن نقاط مثبت در دیگران با مشکل مواجه شویم و نتوانیم پیدا کنیم. این باز طبیعی است ولی به تدریج و با فکر کردن بر روی این موضوعات می توانیم نقاط بسیار مثبتی را در اطرافیان خودان پیدا کنیم که در شما هم هست  یا در شما هست و در دیگران هم هست. بیشتر ما در دیگران فقط به دنبال مسائل و جوانب منفی آنها هستیم و فقط آن نکات منفی را می بینیم. مثلا با دوستی سالها ست ارتباط داریم و سال هاست داریم قضاوتش می کنیم و همیشه در ذهنمان به گفتگو با این فرد مشغولیم.
  • که چرا این فرد این کار را کرد و یا چرا این کار را نکرد.
  • چرا اینجوری یا چرا اون جوری لباس پوشید.
  • چرا به من اینجوری سلام داد.
  • چرا اونجوری رفتار نکرد یا کرد.
روی افکار مثبت و منفی خود فکوس کنید
کمی به این افکار توجه کنیم تمام عمرمان داریم این کارها را، این گفتمان را در درون خودمان تکرار می کنیم و اکنون ما فرض می کنیم که نمی خواهیم از این به بعد این کار را بکنیم و بر عکس می خواهیم فقط و فقط نقاط قوت و مثبت دیگران را ببینیم و آن را به زبان بیاوریم؛ در واقع ما می خواهیم از اختلاف هایمان به پذیرش تفاوت هایمان برسیم. پس زیاد به نقاط ضعف هم کاری نداشته باشیم بیشتر جنبه های مثبت را ببینیم و با این جنبه های مثبت طبعا ارتباط خوبی بین ما برقرار خواهد شد، تا اینکه بخواهیم جنبه های منفی را ببینیم و حالا در ارتباط صد در صد با مسائل و مشکلاتی مواجه خواهیم شد.
 
دوستان در اینجا هدف من این نیست که مشکلات خودم و دیگران را کتمان بکنم؛ اصلا بحث عزتمندی این نیست!! برای همین هم اینجا نمی خواهیم این بحث را باز کنیم که با جوانب منفی خودمان این کار را بکنیم یا با جوانب منفی دیگران این کار را بکنیم. طبیعی است که وقتی در خودم این جوانب منفی را بشناسم احتمال دارد که بتوانم تغییر بدهم و در دیگران هم یا می پذیرم و یا کمکش می کنم تغییر بدهد و یا اینکه با همان شرایط با آن مواجه می شویم.
تکنیک سوم ارتقا عزت نفس: به وجود آوردن حس خوب در دیگران
 
تکنیک سوم ارتقا عزت نفس این است که حالا ما باید ببینیم که چطور می توانیم در دیگران حس خوب را به وجود بیاوریم. چطور به دیگران می توانیم کمک بکنیم مثلا دیروز یکی از همکاران من ناراحت بود از شرایطش از وضعیتش و برای آینده به شدت غصه می خورد و نگران بود من اینجا گفتم خب ببینم می توانم از این تکنیک استفاده بکنم. آمدم کلی صحبت های مثبت با او کردم. به آینده امیدوارش کردم و تازه به او گفتم  تو در اینجا ، در این شرکت توانایی هایی داری که همه ی ما به این تواناییهای تو غبطه می خوریم. پس تو آدم خوب و متفاوتی هستی، پدر خوبی هستی تو همکار خوبی هستی. در کل خیلی حس خوبی نسبت به حرف های من پیدا کرد. باورتان نمی شود فردای آن روز بعد از این گفتگوی خیلی کوتاه به من زنگ زد و با حالتی که خیلی احساساتی شده بود از من بابت این گفتگوی خیلی خوبی که بینمان رد و بدل شده بود خیلی تشکر کرد. خب می خواهیم این کار را آنالیز کنیم. من با یک گفتگو، با اشاره به نقاط قوت همکارم در ایشان حس خوبی ایجاد کردم. اما این کار چه سودی برای من داشت؟سودش برای من این بود که احساس بسیار بهتری در من ایجاد شد. با واکنش ایشان نسبت به این گفتگو من متوجه شدم که یک آدم خوبی هستم و دوم یک سری توانایی های خاص دارم و سوم دیگران نسبت به من حس خوبی دارند و در نهایت در واقع به این ایمان می رسم که

یک: من خوب هستم، 

دو:دیگران خوب هستند،

سه:ارتباط من با دیگران خوب است.

 تکنیک چهارم ارتقا عزت نفس: تمیز و مرتب بودن و در حالت کلی حفظ ظاهر
تکنیک دیگری که خیلی موثر می دانم این است که خوش لباس باشید و به سر و وضع خودتان برسید. از عطر و ادکلن خوب و مناسبی استفاده کنید و در کل ظاهرتان را حفظ کنید. لازم نیست که منتظر یک شرایط ، وضعیت و روز خاصی باشید. تا زیبا لباس بپوشید، موهایتان را مرتب کنید یا خانم ها آرایش کنند. این کار را یکبار برای خودتان بکنید، بروید جلوی آینه و با یک حس خوب به سر و وضع خودتان برسید. از لباسی که می پوشید لذت ببرید ، از کفش نویی که خریده اید، در واقع از ظاهر خودتان بیشترین لذت را ببرید. اینجا اشاره می کنم که شاید بسیاری از مردم با پوشیدن لباس نو حس خوبی ندارند. این دقیقا بخاطر این است که وقتی من خوب نیستم چیزهای خوب هم نباید داشته باشم. یک نگاه تلخ است که ته ضمیر این افراد نشسته است.
اما افراد عزتمند همه ی چیزهای خوب را متعلق به خود می دانند و می خواهند که برای خود بکنند.من در این مورد نظرم این نیست که باید گران قیمت ترین لباس ها را بپوشیم تا به تقویت عزت عزت نفس برسیم. خوب و مناسب پوشیدن، مرتب بودن، شلخته نبودن، این که وقتی می خواهید بیرون بروید جلوی آینه نگاهی به خودتان می اندازید و دستی به سر و گوش خودتان میکشید. بیشتر، این منظورم هست، نه اینکه حالا حتما برند خاصی را باید بپوشید تا احساس خوبی داشته باشید. یادمان باشد همان قدر که شلخته بودن ما را در فاز اختلال شخصیتی می برد، خیلی مرتب بودن یا خیلی گران پوشیدن ، خیلی خرید کردن هم می تواند ما را دچار مشکلات دیگری بکند. این مورد و حفظ ظاهر مخصوصا برای خانم ها می تواند خیلی خیلی حیاتی و موثر باشد. می تواند در آنها اثر گذارتر باشد.
تاثیر زبان بدن در حفظ ظاهر
در این جا متذکر می شوم در حفظ ظاهر، چگونه ایستادن، راه رفتن، نشستن، حالت های اندام خیلی خیلی مهم هستند. ما از ظاهر افراد خیلی وقت ها قضاوتشان می کنیم و می دانیم آدمی با کتف افتاده ، سر شانه های افتاده، شل که با دست های کاملا بی حال راه می رود. آرام راه می رود، خب مسلما این آدم، آدم حرمت نفس پایین دارد. سرش پایین به کسی نگاه نمی کند. ولی بر عکس شما تصور کنید آدمی که سر بالا، سینه جلو ، دست ها را آرام و محکم در کنار شانه هاش تکان می دهد. خیلی محکم راه می رود. تند راه می رود، تماس چشمی با دیگران دارد، ظاهر آرام و شاید تبسمی هم دارد. خب طبعا ، این آدم احتمالا لباس مرتبی هم دارد و عرض شود که به خودش و کاری که آن لحظه دارد انجام می دهد و جایی که دارد می رود، ایمان ، اعتقاد و باور دارد، منظور از خوش پوشی بیشتر داشتن احساس خوب از ظاهر خود است و این حفظ ظاهر در رابطه با کیفیت عزت نفس و یا تقویت عزت نفس خیلی خیلی موثراست. خود به خود یک اثر متقابل هم از دیگران می گیرد، این فرد همین که مورد توجه قرار می گیرد، همین که دیگران از لباسش، تیپش، راه رفتنش، عطر و ادکلنش ، کفشش، ظاهرش، حتی شیوه نشستنش به او می گویند یا حتی با نگاهشان یک حس خوب به او انتقال می دهند. این دقیقا اثر بسیار بسیار قدرتمندی در درون خود فرد ایجاد می کند که دیگران تاییدش می کنند. در واقع خیلی وقت ها ما به این تاییدها نیاز داریم تا مطمئن شویم تائید خودمان تایید درستی بوده است.
 
در مقابل تعریف ها و تمجدید ها مقاومت نکنید
زمانی هم که تعریف می شود لطفا به سبک ایرانی اصلا منکر آن تعریف نشوید یا نگویید که “اصلا اینجور نیست که شما می گویید و این لباس نو نیست، لباس کهنه فلانی است، و این اصلا مارک معروفی نیست. من این را توی حراجی گرفتم، چیز مهمی نیست. تصادفا اینجوری راه میرم.” نه اینجوری نه، اتفاقا برعکس باید تشکر بکنیم از اینکه شما را اینجور می بینند. که از شما تعریف می کنند یا از مسایل مرتبط با شما تعریف می کنند. هرگز قدر دانیها و تشکرها را رد نکنید و  به تعارف نکشانید. نه اتفاقا از آنها تشکر کنید. جمله ای که یکی از روانشناسان در یک سمینار در این مورد می گفت این بود که بگویید: من سپاس گزار لطفتان هستم.
 
تکنیک پنجم بالابردن عزت نفس: بخشنده بودن
 
آخرین تکنیک این است که بخشنده باشید. من از بزرگی شنیدم که می گفت انعکاس بخشش دیگران در ما بخشش خودمان می شود. ما خیلی وقتها باید خودمان را ببخشیم اما کاری که می کنیم این است که بلاهایی سر خودمان می آوریم که اگر سر دیگری بیاوریم. صد در صد از ما شکایت می کنند یا هر کاری از دستشان برآید در قبال ما انجام می دهند. ما احتیاج به بخشش خودمان داریم و برای اینکه خودمان را ببخشیم با این تکنیک با بخشش دیگران در واقع این را به خودمان انتقال می دهیم.